مرکز تخصصی ارائه خدمات پزشکی و پرستاری

سها طب

«دارای مجورز رسمی از وزارت بهداشت »

سه شنبه , 6 اسفند 1398


آخرین اخبار پزشکی و پرستاری :


داخلی مغز و اعصاب

داخلی مغز و اعصاب

یکی از مسایلی که هر از گاهی فکر من را به خود مشغول می کند، تفاوت سه عبارت زیر است:

 

مغز و اعصاب Brain and neuronal system

روح و روان Spirit

فکر Mind

سوال اینجاست که آیا این سه عبارت تفاوت ماهوی با یکدیگر دارند یا خیر. به نظر حقیر، این تفاوت قطعاً و بدون شک وجود دارد. مغز و اعصاب به مجموعه مادی و فیزیکی اشاره می کند که در بدن هر انسانی موجود است. به عبارت دیگر می توان مغز و اعصاب را با کالبدشکافی یا به کمک دستگاه های خاص پزشکی نظیر MRI مشاهده کرد یا فعالیتشان را ثبت نمود.

 

روح و روان، تعریفی مذهبی دارد. اگر اعتقادات مذهبی داشته باشید، علی الاصول روان را به عنوان هویتی مجرد می پذیرید که فردیت فرد را تعریف می کند. از این دیدگاه با تغییر سن و سال یا شرایط جسمی و محیطی، روح همچنان ماهیت خود را حفظ خواهد کرد. گرچه روح بر جسم اثر می گذارد و از جسم اثر می پذیرد ولی ماهیتی مستقل از جسم دارد. بدیهی است که اگر اعتقادات مذهبی نداشته باشید، به احتمال زیاد وجود روح یا روان را زیر سوال خواهید برد. مقوله وجود یا عدم وجود روح از حوزه این نوشته خارج است.

 

فکر، اما، محصول عملکرد مغز و اعصاب در تقابل با محیط اطرافش است. فکر یک ماهیت مادی ندارد، یعنی نمی توان آن را با ابزار مادی رصد کرد ولی به طور کامل وابسته به ساختار مادی مغز و اعصاب است. اگر فردی را بیهوش کنید، فکر او از کار خواهد افتاد. فکر را می توان با هوشیاری همگون دانست. البته رابطه فکر و مغز و اعصاب بسیار پیچیده است و تا آنجا که نگارنده می داند، کسی نتوانسته است، این رابطه را به وضوح تعریف کند. تفاوت اصلی فکر با روان این است که فکر به وجود فیزیکی فرد به طور کامل وابسته است، در حالیکه می تواند مستقل از جسم وجود داشته باشد.

 

به طور معمول رفع مشکلات مغز و اعصاب به متخصصان مغز و اعصاب Neurologists سپرده می شود. کار رسیدگی و تحقیق در خصوص روح و روان به طور معمول به عهده متخصصان علوم دینی است (روحانیان، کشیش ها و امثال آن). کار رسیدگی به مشکلات فکر به طور معمول به عهده افراد زیر است. من به تعمد نام انگلیسی هر حرفه را می نویسم و در ادامه علت این امر را توضیح خواهم داد.

 

Psychiatrist: پزشکی که تخصص وی در زمینه مشکلات فکر است.

Psychologist: فردی که کارش تحقیق درباره فکر و معالجه بیماری های آن از طریق روش های مشاوره ای و رفتاری است.

Psychotherapist: فردی که کارش تلاش برای رفع مشکلات ناشی از فکر یا مشکلات فکری است.

این مشاغل در زبان فارسی به ترتیب روانپزشک، روانشناس و روانکاو ترجمه شده اند. این در حالی است که هیچ یک از این افراد به طور پیش فرض کاری با حل مشکلات روحی و روانی ندارند و وظیفه آنها حل مشکلات فکری یا مشکلات ناشی از فکر است. به همین شکل Mental Disorders بیماری های فکری هستند که در زبان فارسی بیماری های روانی ترجمه شده اند. این در حالی است که این دسته از بیماری ها مرتبط با فکر هستند نه روان.

 

بنده تخصصی در زمینه ادبیات ندارم و نمی دانم علت این ترجمه ها چیست ولی به نظر حقیر باید عبارت “بیماری روانی” را با “بیماری فکری” جایگزین کنیم. این تمایز دو خاصیت بسیار مهم دارد. خاصیت اول این است که ترجمه ای صحیح ارائه داده ایم که فکر را از روان متمایز می کند. خاصیت دوم این است که بیماری روانی مفهومی ناپسند و غلط انداز در جامعه دارد. بیماری روانی به گونه ای تعبیر می شود که گویا روح فرد به پلیدی آلوده شده است. این در حالی است که در بیماری های فکری ناشی از عملکرد غیرمتعارف فکر است. اینکه ریشه این عملکرد چیست، خود نیازمند مجموعه مقالاتی جداگانه است؛ ولی به هر حال اگر ما فردی را متهم به مشکلات روانی کنیم تا آنکه بپذیریم وی از مشکلات فکری رنج می برد، زمین تا آسمان متفاوت خواهد بود.