مرکز تخصصی ارائه خدمات پزشکی و پرستاری

سها طب

«دارای مجورز رسمی از وزارت بهداشت »

سه شنبه , 13 خرداد 1399


آخرین اخبار پزشکی و پرستاری :


پزشک خانواده

 

 

اهمیت پزشک خانواده و ضرورت اجرای آن:

 

در تمام کشورهای دنیا یکی از مهمترین اهداف توسعه، حول محور نیروی انسانی در گردش میباشد و برای پیشبرد آن سلامت وشادابی نیروی انسانی از مهمترین ارکان  توسعه میباشد. لذا یکی از بزرگترین رسالت های نظام سلامت هر کشور حفظ سلامتی آحاد جامعه است.

 

از نظر سازمان جهانی بهداشت سلامتی عبارت است از آسایش، رفاه و تندرستی کامل جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی. بر اساس این تعریف فقدان بیماری یا ناتوانی به تنهایی سلامتی محسوب نمی گردد، به عبارتی دیگر اگر فردی از نظر جسمانی در زیست پزشکی سالم باشد ولی از نظر روانی و اجتماعی احساس ناراحتی و نارضایتی بکند موجب ایجاد بیماری جسمانی در فرد گردیده و در کل موجب کاهش سلامتی خواهد گردید.

 

وظیفه نظام سلامت در کشورهای توسعه یافته حفظ و ارتقا تندرستی است. در این راستا سعی میشود فرد سالم سلامتی خود را حفظ نماید. یکی از مهمترین شاخص های سلامت امید به زندگی است که با میانگین سن و سالهای بهره وری افراد اندازه گیری میشود. بطور مثال شاخص امید به زندگی در کشورهای توسعه یافته حدود 45 سال با کشورهای غیر توسعه یافته تفاوت تفاوت دارد. علاوه بر حفظ  و ارتقا سلامت سعی میشود از  بیمار شدن افراد جامعه نیز با بکارگیری روش های بهداشتی جلوگیری شود و چنانچه بیماری ایجاد شد سریعا مداخله نموده تا سلامتی فرد مجددا حاصل و با باز توانی کمترین معلولیت و بیشترین بهره وری برای فرد ایجاد شود

 

حدود 12420 نوع بیماری طبقه بندی شده که تهدیدی برای سلامت محسوب میگردند بدست آمده است ولی جالب این است که کمتر از 100 عامل بیماری زا باعث بروز قسمت عمده بیماریها میشوند لذا چنانچه بتوانیم عوامل بیماری زا و خطر را شناسایی و از آنها دوری کنیم در حفظ و ارتقا سلامت گام بسیار تاثیر گذاری برداشته ایم 

 

مصرف سیگار، الکل، مواد مخدر، بروز چاقی و کم تحرکی، آلودگی هوا، کلسترول بالا، قند خون بالا، تغذیه نا سالم، بی بندو باری جنسی، شیوع رفتارهای پر خطر و زندگی پر استرس جزء عوامل بیماری زا محسوب میگردند. در طی بررسی های محققین ثابت گردیده است کشورها و جوامع فقیرتر، با سطح سواد پائینتر که از عدالت اجتماعی کمتری نیز برخوردارند از این عوامل خطر کمتر دوری کرده و در نتیجه بیماری دائما جامعه را تهدید و شاخص های ارزیابی سلامت در آن جامعه بسیار پایین تر از جوامع مترقی و توسعه یافته و سطح سواد بالاتر میباشد.

 

به عبارتی هرچه سواد سلامت مردم بالاتر باشد یعنی فرهنگ سلامت جامعه ارتقا یافته باشد، مردم خودشان به دنبال الگویی برای زندگی سرشار از سلامتی خواهند بود.

 

مطالعه ای که طی سالهای 1900 تا 1973انجام شد، نشان داد که ورود داروها و تجهیزات پزشکی و فناوری های جدید تاثیر بسیاراندکی (حداکثر 5/3 درصد) بر کاهش مرگ ومیر و بار بیماریها داشته و در کل نظام سلامت  فقط 25 درصد در سلامت جامعه دخیل بوده و قریب به 75 درصد باقیمانده مربوط به عوامل بیرونی نظام سلامت مانند افزایش سواد مردم، افزایش ارتباطات، بهبود کیفیت آب، کاهش آلودگی هوا، افزایش ایمنی مشاغل،عوامل موثر بر کاهش حوادث میباشد

 

 اهداف نظام سلامت در تمام دنیا شامل موارد ذیل میباشد:

 

1-  حفظ و ارتقاء سلامت جامعه

 

2-  کاهش بار مالی درمان بیماران

 

3-  رضایت مندی پزشک و بیمار

 

4-  دسترسی ارزان و مناسب به پزشک و امکانات درمانی

 

 

 

نظام سلامت ایران از ارکان ذیل تشکیل شده است:

 

1-  ارائه کنندگان خدمات پزشکان و پیراپزشکان.

 

2-  تجهیزات درمانی و آموزشی و پژوهشی و زیر ساخت های بیمارستانی و کلینیکی و صنعت دارو.

 

3-  منابع مالی در آمدهای جذب شده از مالیات، حق بیمه وبیمه های تکمیلی، بودجه های دولتی حاصل از فروش نفت، کمک های مردمی به متولیان بهداشت و درمان.

 

4-  تولیت سیاستگذاریهای حاکمیتی درونبخشی و رهبری برون بخشی.

 

دربررسی های انجام شده در کشورهای توسعه یافته ثابت شده است که موثرترین عامل توسعه سلامت، تولیت و سیاستگذاری اجرایی آن میباشد. مشاهده میشود با وجود سرانه ناچیز 60 دلاری بعضی کشور ها در حوزه سلامت، شاخص های سلامت و امید به زندگی از کشورهایی که سرانه 600 دلاری دارند از وضعیت  بهتری برخوردارند. در کل نظام سلامت ایده ال در پی آنست که بیمار در زمان مناسب و در مکان مناسب خدمت مناسب را توسط ارایه کننده مناسب دریافت کند. 

 

 

 

- سیستم پزشک خانواده در نظام سلامت چیست؟

 

- خدمات ارائه شده در نظام سلامت چگونه است؟

 

در ارائه نظام سلامت سه سطح مراقبت های اولیه، مراقبت های ثانویه و مراقبت های ثالثیه پیش بینی شده است.

 

- مراقبت های اولیه یا سطح اول: در ارتباط با مشکلات شایع سلامت مانند گلو درد پر فشاری خون یا پیچ خوردگی مچ پا و اقدامات پیشگیرانه مانند واکسیناسیون که 80 تا 90 درصد از مراجعات بیماران به پزشک را تشکیل میدهد

 

- مراقبت های ثانویه یا سطح دوم: در ارتباط با بیمارهایی میباشد که نیازمند خدمات پیچیده تر تخصصی هستند مانند درمان شکستگی بازو و درمان بستری نارسایی حاد کلیه

 

- مراقبت های ثالثیه یا سطح سوم: در راس هرم خدمات قرار میگیرند این مراقبت ها در ارتباط با مشکلات یا بیماری های نادر و پیچیده ای مانند تومور هیپوفیز و مالفور ماسیون های مادرزادی ارایه میشوند

 

معمولا در سطح اول مراقبت ها بدون در نظر گرفتن سن، جنس، نژاد، درآمد، مشکلات سلامت و اجتماعی باید برای تمام افراد قابل دسترسی بوده و طیف کمی از بیماریها منجمله مشکلات تنفسی، پوستی، گوارشی و مفاصلی که بخشی از بار مراجعات را تشکیل میدهند، شامل گردد.

 

 

 

هفت ملاک اصلی برای مراقبت های اولیه وجود دارد که در سیستم پزشک خانواده در سطح اولیه الزامی است و پزشک خانواده ملزم به رعایت آنها میباشد:

 

1-  پیوستگی: ارتباط مداوم با افراد و خانواده ها در طول زمان در وضعیت سلامت و بیماری.

 

2-  تماس اول: امکان مراجعه بدون محدودیت و از طریق خود ارجاعی.

 

3-  فراگیری: پوشش طیف کامل خدمات از آموزش و پیشگیری تا تشخیص، درمان و بازتوانی

 

4-  هماهنگی: اعضای درگیر در مراقبت های اولیه سلامت به طور هدفمند و هماهنگ با یکدگیر و همچنین با ارائه کنندگان خدمات سطح دوم و سوم عمل می گنند

 

5-  جامعه نگری: ارایه کنندگان مراقبت های اولیه سلامت نه تنها در ارتباط با سلامت افراد بلکه در برابر سلامت جوامع نیز مسئولیت پذیر باشند.

 

6-  خانواده محوری: در مراقبت های اولیه سلامت، تاثیر خانواده بر سلامت، نه تنها در ارتباط با سلامت افراد، بلکه در برابر سلامت جوامع مسئولیت پذیر باشند.

 

7-  توانایی برای مواجهه با فرهنگ های مختلف: در مراقبت های اولیه سلامت، تاثیر ارزش ها، باورها، هنجارها و فرهنگ های مختلف بر تجربه افراد از سلامت، بیماری و دریافت خدمات بالینی مورد تاکید قرار میگیرد.

 

پزشک عمومی شاغل در این طرح :

 

الف - کلی و عمومی: مشکلات سلامت را بدون هر گونه انتخاب یا فیلترینگ قبلی در سطح کل جمعیت ویزیت میکند و این امر بدون در نظر گرفتن سن، جنس، سطح اجتماعی، نژاد و دین بیمار صورت میگیرد. دسترسی به پزشک عمومی آسان و بدون محدودیت های جغرافیایی و فرهنگی، اداری و یا مالی صورت می گیرد.

 

ب - تداوم: در این طرح کاملا برجسته است و طبابت متمرکز بر افراد است نه بیماری و پزشک مراقبت های سلامت را به صورت طولی و در طی زمان قابل ملاحظه ارائه می کند و خدمت آنان به دوره بیماری خاصی محدود نمی شود.

 

ج – فراگیری و گستردگی: مراقبت های پزشکان عمومی به صورت ادغام یافته می باشد و کل طیف خدمات سلامت از ترویج بهداشت، پیشگیری از بیماری ها، مراقبت های درمانی، و بازتوانی و حمایتی را شامل میشود و پزشکان عمومی به تمامی ابعاد سلامت شامل جنبه های جسمی، روانی و اجتماعی توجه میکنند.

 

این سه مورد که از اهمیت زیادی برخوردار است به این موضوع تاکید دارد که نقطه تمرکز طبابت عمومی، مردم و وضعیت طبیعی بدن میباشند نه صرف بیماری و دستگاه خاصی از بدن، در حالی که مراقبت های تخصصی و ثانویه به طور عمده وضعیت غیر طبیعی بدن را در نظر می گیرند. با تمام این اوصاف یک پزشک عمومی باید قابلیت اداره بیماری های شدید وبالقوه خطرناک را در مراحل اولیه و تمایز نیافته را داشته باشد.

 

 

 

معمولاً بیمارانی که به پزشک خانواده و سطح اول مراجعه می کنند دارای ویژگیهای زیر میباشند:

 

1-  میزان بروز بیماری شدید و جدی در این حرفه کم است.

 

2-  بیماری ها اغلب در مراحل اولیه میباشند.

 

3-  همزمان چند شکایت و بیماری را دارند.

 

بدیهی است که هیچ پزشکی به تنهایی قادر نیست تمام خدمات ضروری را به یک جمعیت ارائه کند. در واقع پزشکان خانواده 85 تا 95 درصد مراجعه کنندگان به سطح اول را شخصا مدیریت می کنند و مدیریت 10 تا 15 درصد باقیمانده بیماران با حمایت سایر متخصصین بیمارستان ها، مراکز تشخیصی و درمانی تخصصی، مراکز مراقبت از بیماران مزمن و مراکز مراقبت در منزل صورت می پذیرد.

 

مشکلات بالینی که خارج از حیطه طبابت مراقبت های اولیه قرار می گیرند باید جهت دریافت راهنمایی، مشاوره و یا اداره بیماری به سایر سطوح ارائه خدمات ارجاع گردند و حتی در مواردی که بیماران جهت دریافت مراقبت های تخصصی از سوی پزشکان خانواده به سایر متخصصین و مراکز ارجاع میگردند، مسئولیت مراقبت آنان از دوش پزشکان خانواده ساقط نمی شود ولی هر نوع دسترسی به سطوح بالاتر باید با ارجاع از طرف پزشک خانواده صورت بپذیرد و فقط در موارد اورژانس، بیمار میتواند به مراکز اورژانس نزدیک خود مراجعه کند و چنانچه پزشک اورژانس بعد از ویزیت، تشخیص  مورد اورژانس بدهد ادامه درمان صورت می پذیرد وگرنه به پزشک خانواده عودت می گردد.

 

به عبارتی دسترسی به پزشک خانواده بدون قید وشرط و بدون محدودیت می باشد ولی دسترسی به سایر سطوح خدمات غیر اورژانسی فقط از طریق ارجاع از طریق پزشک خانواده امکان پذیر است و او نقش دروازه نظام سلامت را ایفا می کند.

 

مزایای سیستم پزشک خانواده شامل موارد ذیل میگردد:

 

1-  کاهش قابل ملاحظه در مرگ و میر بیماران

 

2-  دسترسی بهتر به خدمات

 

3-  افزایش هماهنگی خدمات

 

4-  کاهش میزان بستری در بیمارستان

 

5-  کاهش هزینه های خدمات

 

6-  افزایش رضایت مندی بیماران

 

7-  کاهش مراجعه به سایر متخصصین

 

8-  کاهش استفاده از خدمات اورژانس

 

9-  افزایش امکان کشف عوارض جانبی مداخلات درمانی

 

در طرح پزشک خانواده تیم درمانی شامل یک ماما و یک پرستار ویک پزشک خانواده بوده که به افراد تحت پوشش خود از ساعت 8 صبح تا ساعت 14 و در شیفت مخالف از ساعت 14 تا 20 در محل کلینیک ارائه خدمت نموده و بعد از ساعت کاری نیز پاسخگوی تلفنی  گروه تحت پوشش خود خواهد بود. همچنین ستاد پزشک خانواده با بکار گماردن پزشکان آنکال یا متخصص اقدام به پاسخگویی تلفنی خواهد بود.

 

ارتباط پزشک و بیمار باید دو طرفه بوده و احترام متقابل بین آنها وجود داشته باشد و چنانچه بیمار تمایل به تعویض پزشک خود داشته باشد میتواند با ارائه دلایل موجه به ستاد پزشک خانواده و موافقت ستاد مبادرت به جابجایی پزشک خود نماید و بهتر است با در نظر گرفتن نزدیکترین کلینیک با حداکثر 30دقیقه فاصله زمانی اقدام به انتخاب طبیب خود نمایید

 

طرح پزشک خانواده نسبت به غربالگری مواردی چون دیابت، فشار خون، تیروئید، کنترل چربی خون، چاقی، واکسیناسیون، پایش رشد اطفال، کنترل بارداری و طب سالمندان به طور ویژه توجه داشته است.

 

برای اینکه طرح موفق باشد باید گروه هدف به اعتقاد قلبی برسد که با مراقبت های اولیه ای که توسط تیم پزشک خانواده صورت می پذیرد صد درصد شرایط مطلوب تری برای حفظ و ارتقا سلامت شان حاصل خواهد شد و همین الگو در کشورهای توسعه یافته مثل سوئد و ژاپن و کاندا باعث گردیده میزان امید به زندگی که یکی از شاخص های مهم برای پایش سلامت جامعه به حساب می آید حدود 15 تا 20 سال بالاتر ازکشور ایران باشد.

 

 

 

جهت افزایش ضریب موفقیت طرح پزشک خانواده، باید ارائه دهنده گان خدمات بهداشت وسلامت یعنی پزشکان وتیم پزشک خانواده علاوه بر اینکه  باید اشراف کامل به مسائل علمی مربوط به حیطه کاری خود داشته و دارای خصوصیات شخصیتی منحصر به فرد ذیل باشند:

 

1-  مسئولیت پذیری در قبال طرح پزشک خانواده

 

2-  انگیزه بالا

 

3-  وظیفه شناسی

 

4-  نوع دوستی

 

5-  معنویت

 

6-  اخلاق حرفه ای

 

7-  باور قلبی به مفید بودن طرح پزشک خانواده برای بیمار و پزشک  

 

 

 

اهمیت هماهنگی خدمات در پزشک خانواده:

 

تعدد و تکثر افراد و جایگاه های ارایه خدمات سلامت در طی نیم قرن اخیر به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است و این موضوع هماهنگی میان افراد و جایگاه ها را به یک معضل تبدیل کرده است در یک مطالعه 46 درصد از پزشکان خانواده گزارش کرده اند که بیمارانشان به سبب ناهماهنگی میان افراد و موسسات مختلف دچار مشکلات جدی شده اند. در مطالعه ای دیگر 18 درصد بیماران گفته اند که توصیه های ضد ونقیضی را از پزشکان دریافت کرده اند.

 

بنابراین در سیستم پزشک خانواده هماهنگ سازی خدمات یک رویکرد بین رشته ای مشتری محور است که در آن یک فرد مشخص که هماهنگ سازی مراقبت ها را بر عهده دارد، براساس نیازها و ترجیحات فرد و با در نظر گرفتن شواهد علمی، یک برنامه جامع مراقبت مشتمل بر مراقبت های سلامت و خدمات حمایتی اجتماعی طراحی می نماید و برای ارایه این خدمات و مراقبت ها، هماهنگی های ضروری را با سایر اعضای تیم ارایه خدمات به عمل می آورد و براجرای صحیح این مراقبت نیز نظارت می کند.

 

وظیفه هماهنگ سازی خدمات در هر سیستم معمولا بر عهده فردی است که مشتریان برای اولین بار با وی مواجه می شوند. مطالعات متعدد بر اهمیت ارتباط کارکرد هماهنگ سازی و خط اول بودن مراقبت ها صحه گذاشته است. در اغلب نظام های سلامت، پزشکان خانواده هماهنگی مراقبت ها را به عهده دارند. در واقع پزشکان خانواده ریسمانی هستند که تمام عناصر نظام ارایه خدمات را به یکدیگر متصل میکنند. پزشکان خانواده با هماهنگ نمودن مراقبت های فردی متفاوتی که توسط ارایه دهندگان مختلف خدمات سلامت می گردد، دستیابی به بهترین پیامد ها را برای بیماران ممکن می سازند. پزشکان خانواده مسئولیت دارند تا منابع مختلف نظام مراقبت های سلامت را جهت افراد و خانواده ها فراهم آورند ودر این راستا مشکلات موجود را شناسایی و رفع نمایند. به طور متقابل سایر ارائه کنندگان نظام سلامت باید این وظیفه هماهنگ کنندگی پزشکان عمومی را بپذیرند. هماهنگی مراقبت ها سبب میشود :

 

1-   دو باره کاری در مراقبت ها رخ ندهد.

 

2-   کارآیی مراقبت ها افزایش یابد .

 

3-   از آسیب به بیمار به سبب توصیه ها یا مراقبت های متعارض و ناهمخوان اجتناب شود .

 

4-   کاستی های خدمات به حداقل برسد.

 

 

هماهنگی خدمات و رعایت سطح بندی خدمات:

 

خدمات پزشکان خانواده باید به طور رسمی با نظام مراقبت های سلامت ادغام گردد. به بیان دیگر ارتباط پزشکان خانواده با سایر ارایه کنندگان مراقبت های اولیه، پزشکان ارایه کننده مراقبت های ثانویه و ثالثیه و همچنین سازمان ها و موسسات بهداشتی، درمانی و اجتماعی مرتبط باید شفاف تعریف گردد .

 

تبیین حدود ومرزهای مشخص بین سطوح مختلف خدمات و ارایه کنندگان مختلف خدمات سلامت مستلزم سطح بندی خدمات سلامت است. در غیاب سطح بندی شفاف خدمات، اختلاف نظرها و تعارضات میان ارایه کنندگان مختلف خدمات سلامت، هر گونه تلاش برای هماهنگ سازی خدمات را با شکست مواجه خواهد ساخت.

 

 

هماهنگ سازی خدمات از طریق ارجاع و باز-ارجاع:

 

ارجاع یکی از مهمترین سازو کارهای هماهنگ سازی میان کارکنان بخش سلامت می باشد. هر پزشک خانواده به طور متوسط 10 تا 15 درصد از بیماران خود را به صور مختلف ارجاع می کند. هر ارجاع از سه بخش پزشک ارجاع کننده، پزشک مشاور و بیمار تشکیل شده است. پزشک ارجاع کننده باید به طور شفاف هدف خود را از ارجاع بیمار در نامه قید نماید. پزشک مشاور باید پس از ویزیت بیمار، باز خورد مناسب را به پزشک ارجاع کننده منتقل نماید و بیمار باید به طور کامل از دستورات پزشک تبعیت نماید. در هر صورت به علل مختلف تعدادی از بیماران چرخه ارجاع را کامل نمی کنند. میزان ریزیش بیماران در طی فرایند ارجاع 15 تا 20 درصد گزارش شده است.

 

 

بار کاری هماهنگ سازی خدمات:

 

برخلاف تصور همگان، هماهنگ سازی خدمات امری وقت گیر است و برای اطمینان از موفقیت فرایند هماهنگ سازی، باید منابع کافی به آن اختصاص داده شود در یک مطالعه حدود 18 درصد از زمان کاری پزشکان به هماهنگ سازی اختصاص داده شده است. در مطالعه دیگر در مطب متخصصین طب سالمندان، به ازای هر30 دقیقه ویزیت بیمار،  7 دقیقه بین ویزیت ها به فعالیت های جانبی پرداخته می شود و از این 7 دقیقه، 5 دقیقه به هماهنگ سازی اختصاص داده می شود.

 

 

 

اصول موفقیت هماهنگ سازی خدمات:

 

 علیرغم آنکه روش های مختلفی برای هماهنگ سازی خدمات سلامت وجود دارد می توان اصول مشترک زیر را در موفقیت اغلب این روش ها موثر دانست.

 

1-  احترام متقابل اعضای تیم سلامت

 

2-  تعدد ارتباطات بین اعضای تیم سلامت

 

3-  به موقع بودن ارتباطات بین اعضای تیم سلامت

 

4-  دقت وصحت ارتباطات بین اعضای تیم سلامت

 

5-  اطلاعات مشترک میان اعضای تیم سلامت

 

6-  اشتراک اهداف میان اعضای تیم سلامت

 

7-  تلاش جمعی اعضای تیم سلامت برای حل مسائل

 

8-  برنامه هماهنگ و مشترک میان اعضای تیم سلامت 

 

 

 

 

 

تمرکز بر خانواده در طرح پزشک خانواده:

 

همانطور که از عنوان آن مشخص است، واحد پایه بررسی ها و هدف اصلی مداخلات در طبابت خانواده نهاد خانواده می باشد. تمرکز برخانواده خود پیش شرط هایی دارد:

 

1-  طبابت متمرکز برخانواده تنها در یک چار چوب زیستی، روانی و اجتماعی مفهوم پیدا می کند.

 

2-  تمرکز اولیه مراقبت ها بر بیماران در زمینه خانواده متمرکز می باشد.

 

3-  خانواده منشا اصلی بسیاری از باورها و رفتارهای سلامت است.

 

4-  استرس های ناشی از تحولات درون خانواده ممکن است به صورت علایم جسمانی تظاهر پیدا کند.

 

5-  بیماری شدیداً جدی یکی از اعضای خانواده می تواند بر رفاه و  سلامت جسمانی و روانی سایر اعضای خانواده تأثیر زیادی بگذارد.

 

6-  خانواده ها سرمایه های غیر قابل جایگزینی را برای حمایت از مراقبت ومدیریت بیماری ها تشکیل می دهند.

 

7-  بیمار، خانواده وی و پزشک همکار یکدیگر در مسیر ارایه مراقبت ها محسوب می شوند.

 

8-  پزشک تنها بخشی از سیستم درمانی محسوب میشود و سایر اجزا این سیستم از اهمیت مشابه برخوردارند.

 

جامعه نگری در پزشک خانواده به عبارتی اهمیت به سلامت جامعه در طرح پزشک خانواده میباشد.

 

مطالعات نشان میدهد که بین یک سوم تا دو سوم هزینه ها در بخش سلامت در بیمارستان ها صورت می گیرد در حالی که بیمارستان ها عهده دار کمتر از یک درصد از خدمات در بخش سلامت هستند.

 

نیازهای سلامت جامعه به هیچ وجه با خدمات بیمارستانی بر آورده نمی شود. جامعه نگری خدمات، به معنای برآورده نمودن نیازهای خاص یک جمعیت تعریف شده است. پذیرش مسئولیت سلامت مردم بدون اتخاذ یک رویکرد جامعه نگر هیچ معنایی ندارد. زیرا آنچه که در خانه ها، مدارس، اماکن شغلی و سایر جایگاه های جامعه اتفاق می افتد تاثیر بسزایی بر سلامت آحاد جامعه می گذارد.

 

پزشک خانواده بخشی از خدمات پزشکی است که مراقبت های اولیه، مداوم، فراگیر و همه جانبه را در سطح افراد، خانوده ها و جامعه ارایه میکند. پزشک خانواده رفع مشکلات سلامت اساسی یک جامعه را بر عهده می گیرد. آموزش شیوه های زندگی سالم، آشنا سازی مردم با بیماری ها و شیوه جلوگیری از آنها، توسعه منابع غذایی مناسب و ترویج تغذیه سالم، اطمینان از کفایت منابع آب سالم، بهداشت محیط، مراقبت های مادر و کودک، کنترل خانواده، ایمن سازی در مقابل بیماری های عفونی مهم، پیشگیری و کنترل بیماری های آندمیک بومی، درمان بیماری ها و آسیب شایع و ارایه داروهای اساسی تنها بخشی از خدمات پزشکان خانواده در یک جامعه را تشکیل می دهد.